فکر میکردم امثال من تو BTC Sugar Dating (https://m.btcsugardating.com/#/?invitorCode=188) فقط آدمای بیاحساسن که با بیتکوین دنبال همراهی کوتاهمدتن. ولی وقتی خودم امتحان کردم، فهمیدم: ما از عشق فرار نمیکنیم، فقط از زخمای جدید میترسیم.
من کوروش، 45 سالمه، مطلقه، مدیر میانی یه شرکت تکنولوژی. فروپاشی ازدواجم مثل مشت به شکم بود، رویای «همیشگی» رو نابود کرد. ده سال قول و قرار با خیانت و دعوا تموم شد. یه روزی باور داشتم عشق همهچیزو درست میکنه، ولی زندگی یادم داد بعضی زخما رو خودت باید لیس بزنی. دوستم گفت BTC Sugar Dating رو امتحان کنم، جایی برای «رابطه بیدردسر». شک داشتم، ولی ثبتنام کردم، فکر کردم: بیتکوین حداقل شفافه، برعکس قولای پوچ.
اولین مچم سارا بود، 28 ساله، تصویرگر. از اونایی نبود که با حرفای قشنگ گول بزنن. رک گفت: «من وقت میدم، تو حمایت، احترام دوطرفه.» اولین دیدار تو یه کافه آروم. لاته سفارش داد، از آرزوهای هنریم حرف زد. شورش منو گرفت—آخرین بار کی اینجوری راحت حرف زدم؟ گذشتهمونو نپرسیدیم. همون شب بیتکوین فرستادم، یادداشت: «مرسی از قصهت.»
دفعه دوم پرسید چرا این پلتفرم رو انتخاب کردم. مکث کردم، بعد گفتم: «چون اینجا قولی نیست، پس دردی هم نیست.» سر تکون داد، انگار فهمید. روانشناسی میگه «اجتناب از تروما»—این منم. خیانت بهم یاد داد خودمو حفظ کنم، حس قراردادی BTC Sugar Dating آرومم میکنه. میدونم اون چی میخواد، خط قرمزای خودمو هم میدونم. غیرمتمرکز بودن بیتکوین همهچیزو تمیز نگه میداره، بدون بازی.
دفعه سوم از استرسش گفت—واقعیت آرزوهاشو له کرده. منم گفتم آرزو داشتم، ولی زندگی ساییدشون. خندید: «پس هردومون اینجاییم که یه کم نفس بکشیم، نه؟» اون لحظه حس کردیم فقط معامله نیستیم—دو تا روح که تو طوفان دنبال پناهن. هر انتقال یه یادداشت مثل «بکش نقاشی» اضافه کردم، امیدوار بودم گرمایی حس کنه.
شش ماه بعد، هنوز آماده عشق نیستم، ولی آرامش پیدا کردم. سارا معشوقهم نیست، ولی یادم داد دوباره به آدما اعتماد کنم. روانشناسی از «مکانیزمهای دفاعی» برای قلب زخمی حرف میزنه، ولی این پلتفرم نشون داد عقلانیت میتونه گرم باشه. BTC Sugar Dating (https://m.btcsugardating.com/#/?invitorCode=188) فقط معامله سرد نیست. پناهگاه آدمای زخمیه. اگه دلت شکسته، امتحان کن. عشق شاید برنگرده، ولی باور به خودت شاید برگرده.

